حسن سيد اشرفى

20

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )

جمله بوده و لزومش نيز به نحو لزوم بيّن به معنى الاخصّ باشد . « 1 » به‌همين‌جهت ، مفهوم اختصاص دارد به مدلول التزامى لفظ نه مدلول مطابقى . 462 - مثال مفهوم و منطوق چگونه است ؟ ( مثاله قولهم . . . لم يبلغ كرّا يتنجّس ) ج : مىفرمايد : مثال هريك از مفهوم و منطوق ، قول اصوليون است كه مىگويند در جمله « اذا بلغ الماء كرّا لا ينجّسه شىء » منطوق كه مضمون جمله بوده عبارت از نجس نشدن آب كر به واسطه هريك از نجاسات مىباشد و مفهوم آن البته بنابراين كه چنين جمله‌اى ( جمله شرطيّه ) مفهوم داشته باشد عبارت از آن است كه آب وقتى به اندازه كر نرسيد ، در ملاقات با نجاست ، نجس مىشود . 463 - با توجه به بيان از منطوق و مفهوم و معناى مقابله‌اى كه دارند تعريف اين دو از نظر مصنف چگونه است ؟ ( و على هذا يمكن . . . احد الاحكام الخمسة ) ج : مىفرمايد : مىتوان اين دو را چنين تعريف كرد : « 2 » منطوق : عبارت از حكمى است كه لفظ دلالت برآن دارد در محلّ نطق « 3 »

--> ( 1 ) - زيرا تلازم بين معناى لفظ و معناى خارج وقتى به نحو لزوم بيّن به معناى اخصّ باشد آن‌وقت دلالت التزاميّه از نوع دلالت لفظيّه خواهد بود . به‌همين‌جهت نيز مصنّف ، بحث مفاهيم را در مباحث الفاظ قرار داده است . چرا كه مفهوم ، معناى لازم براى معناى مطابقى لفظ بوده كه لزومش به نحو بيّن به معنى الاخصّ مىباشد . ولى اگر لزوم به نحو بيّن به معناى اعمّ يا لزوم غير بيّن باشد آن‌وقت داخل در دلالت عقليّه مىشود . ( 2 ) - اين تعريف ، مختار مصنّف بوده و ابن حاجب اين تعريف را در « منتهى الوصول و الأمل / 147 » دارد و شيخ انصارى در « مطارح الانظار / 167 » نيز آن را نسبت به او داده است ، چنانچه صاحب فصول در « الفصول الغرويّة / 145 » اين تعريف را نسبت به مشهور داده است . ( 3 ) - يعنى دلالت لفظ بر موضوع له خود . به عبارت ديگر معناى موضوع له لفظ كه داخل در ذات آن مىباشد .